<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>خودکار آبی</title>
<link>http://tehran2008abedi.blogfa.com/</link>
<description>با سلام ضمن خوش آمد گویی این وبلاگ برای رفع نیازهای شما عزیزان ساخته شده است</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 03 Apr 2008 10:41:31 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>تبدیل فایلهای صووتی به Mp3 در مدیا پلیر ویندوز</title>
<link>http://tehran2008abedi.blogfa.com/post-83.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 3px; MARGIN-BOTTOM: 7px; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot; face=Tahoma size=2&gt;1 - بعد از گذاشتن Cd در کامیپیوترتون ، در پنجره ای که به صورت اتوماتیک ظاهر میشه انتخاب گزینه &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 3px; MARGIN-BOTTOM: 7px; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot; face=Tahoma size=2&gt;Copy  Music From Cd و  یا باز کردن برنامه مدیا پلیر و زدن گزینه Copy From Cd  در منوی کنار مدیا پلیر &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 3px; MARGIN-BOTTOM: 7px; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot; face=Tahoma size=2&gt;( Menu bar )&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 3px; MARGIN-BOTTOM: 7px; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot; face=Tahoma size=2&gt;2- انتخاب فایلهای  مورد نظر شما با تیک   زدن کنار آنها  - ( فایلهایی که میخواهید از Audio   سی دی به &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 3px; MARGIN-BOTTOM: 7px; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot; face=Tahoma size=2&gt; فرمت MP3  تبدیل  شوند )&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 3px; MARGIN-BOTTOM: 7px; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot; face=Tahoma size=2&gt;3- انتخاب گزینه Copy Music  که در قسمت بالای Caption  مدیا پلیر قرار دارد. ( آیکون دایره ای قرمز رنگ )&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 3px; MARGIN-BOTTOM: 7px; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot; face=Tahoma size=2&gt;4- انتخاب گزینه های  2 و 3 به ترتیب از بالا ، سپس Next  کنید و در قسمت پایین صفحه بعد میتونید فرمت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 3px; MARGIN-BOTTOM: 7px; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot; face=Tahoma size=2&gt; خروجی( تنظیم کیفیت فایل های CD ) که به نظر من بهتره  که اونو روی (  96 Kbps ) قرار بدید  و روی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 3px; MARGIN-BOTTOM: 7px; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot; face=Tahoma size=2&gt; گزینه Finish کلیک کنید تا کار کپی و تبدیل به فرمت MP3 شروع بشه.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 3px; MARGIN-BOTTOM: 7px; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot; face=Tahoma size=2&gt;نکته : محل ذخیره فایل ها بطور پیش فرض در  ( My Documents \ My music  )  شما  می باشد که اگه &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-TOP: 3px; MARGIN-BOTTOM: 7px; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot; face=Tahoma size=2&gt;خواستید میتونید قبل از زدن گزینه Finish اونو تغییر بدید.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 03 Apr 2008 10:41:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tehran2008abedi&amp;postid=83</comments>
<dc:creator>tehran2008abedi</dc:creator>
<guid>http://tehran2008abedi.blogfa.com/post-83.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عید نوروز مبارک</title>
<link>http://tehran2008abedi.blogfa.com/post-50.aspx</link>
<description>نوروز روز نو، روز تازه و روز جديدى است اول فروردين، روز نو سال جديد آغاز مى گردد و كهنگى سال قبل كه با سرما، خستگى و تكرار كارها و روزها همراه بوده، با نوروز به روز نو و سال جديد كه طراوت طبيعت آن را ترو تازه ساخته تبديل مى گردد. اين روز براى بسيارى از ملتها روز عيد محسوب مى شود. عيد به معنى بازگشت است كه از ريشه «عود» گرفته شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به گفته راغب اصفهانی عيد به معناى بازگشت به وضعيت مطلوب گذشته است و به روزهاى سرور و شادى نيز گفته مى شود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عيد يكى از بزرگترين و مهيج ترين مظاهر حيات اجتماعى يك ملت است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اعیاد چهار نوع است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اول، اعياد دينى مانند عيد فطر و عيد قربان كه مسلمانان جهان اين روزها را عيد مى گيرند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوم، اعياد مذهبى مانند عيد غدير و عيد نيمه شعبان كه شيعيان جشن مى گيرند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سوم، اعياد ملى مانند روز آزادى و استقلال برخى از ملتها از چنگ استعمار. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چهارم، عيد طبيعى و تكوينى مانند عيد نوروز كه در آغاز بهار و سال نو مطرح مى شود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در اسلام روزهايى به عنوان عيد اعلام گرديده است كه مهمترين آنها عبارتند از: اول شوال (عيد فطر)، دهم ذيالحجه (عيد قربان)، هيجدهم ذى الحجه (عيد غدير)، بيست و هفت رجب (روز مبعث) و جمعه و تمام اين روزها به نوعى بازگشت به خويشتن و احساس مسووليت و به انگيزه تحول و انقلاب درونى است نه صرف شادى و شادمانى. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بنابراين عيد نه جامه رنگارنگ پوشيدن است كه اين عيد كودكان است. نه شربت و شيرينى و غذاهاى متنوع خوردن است كه اين عيد شكمبارگان است. نه به سياحت و تفرج بى محتوى پرداختن است كه اين عيد ولگردان است. نه بى بندوبارى و هرزگى و عياشى كردن است كه اين عيد بوالهوسان است. نه قاه قاه خنديدن و همديگر را به مسخره گرفتن است كه اين عيد غافلان است و نه سبزه روياندن و سفره هفت سين چيدن و آتش بازى كردن است كه اين عيد خرافه پرستان است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هيچ كدام از اينها مفهوم عيد از ديدگاه اسلام نيست كه عيد اسلامى براى موفقيت در راه انجام وظيفه و تطهير نفس و تصفيه جان از ناپاكيها و تمرين صبر و استقامت و شكستن غرور و خودخواهى است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و اگر بخواهيم عيد نوروز براى ما يك عيد واقعى باشد بايد به ارزشهاى اسلامى اين عيد كه در سايه تعاليم اسلامى رنگ دينى پيدا كرده توجه نموده و از ضد ارزشهاى عيد كه احياى ارزشهاى جاهلى و از سنتهاى دوران آتش پرستى است دورى نماييم در اين جا مرورى داريم به ارزشها و ضد ارزشهاى عيد نوروز.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نظافت و خانه تکانی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از ارزشهاى عيد نوروز نظافت و خانه تكانى است كه مردم قبل از رسيدن سال نو تحولى در زندگى خود ايجاد مى كنند و با خريد لباس نو تغيير ظواهر زندگى نشاط خاصى را به زندگى خود مى دهند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;غسل عید&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: در نوروز غسل كن و تميزترين لباسهاى خود را بپوش و به بهترين عطر خود را خوشبو كن و اين روز را روزه بگير&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و به استناد اين دستور بسيارى از فقها همچون: مرحوم نائينى، صاحب جواهر، آيت الله حكيم و امام خمينى(ره) غسل روز عيد نوروز را به عنوان يك تكليف مستحبى و يك دستور اخلاقى و بهداشتى مورد توصيه قرار داده‏اند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نماز عید&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شيخ طوسى(ره) فرموده است: نماز ظهر و عصر روز نوروز را كه خواندى چهار ركعت نماز با دو سلام (دو ركعت دو ركعت) مى خوانى ركعت اول پس از حمد ده بار سوره «قدر» ركعت دوم پس از حمد ده بار سوره «كافرون» ركعت سوم پس از حمد ده بار سوره «توحيد» ركعت چهارم پس از حمد ده بار سوره «ناس» و «فلق» (معوذتين). و در پايان نماز سجده شكر بجاآور و در آن دعاكن تا خداوند گناهان 50 ساله ات را ببخشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نظافت و لباس تمیز&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نظافت و رعايت بهداشت و نيز پوشيدن لباس تميز و استفاده از عطر و بوى خوش در صورت امكان از وظايف اخلاقى و اجتماعى نوروز است. از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمود: «و البس انظف ثيابك و تطيب باطيب طيبك».&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تميزترين لباست را بپوش و با بهترين عطرت خود را خوشبوى ساز&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دید و بازدید&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;يكى از ارزشهاى عيد نوروز ديدوبازديد از بستگان، دوستان، همسايگان و بزرگان شهر و روستااست و ديدار جمعى از مصيبت ديدگان در سال گذشته. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در اين ديدوبازديدها از غمها و مشكلات يكديگر آشنا مى شوند. چه بسيار كدورتهايى كه در اين ايام با نگاهى دوباره فرو مى ريزد و به عشق و محبت مبدل مى گردد و به قول حافظ: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;درخت دوستى بنشان كه كام دل به بارآرد نهال دشمنى بركن كه رنج بى شمارآرد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در اين رابطه امام خمينى(ره) در يك سفارشى مى فرمودند: در ايام نوروز به مريضخانه ها برويد و احوال اينها را بپرسيد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هدیه و عیدی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هديه و عيدى دادن از رسوم معمول عيدهاست و در ميان مردم معمول بوده است. در روايتى آمده است كه شخصى هديه اى براى امام على(ع) آورد و عرض كرد: اين هديه به مناسبت نوروز است. حضرت فرمود: «نيروزناكل يوم»؛ هر روز براى ما نوروز و روز نوى است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اى خواجه چه جويى زشب قدر نشانى هرشب شب قدر است اگر قدر بدانى&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آقاى رحيميان در كتاب سايه آفتاب مى نويسد: در روز عيد نوروز به خدمت امام خمينى(ره) رسيديم. حضرت امام با نشاطتر از روزهاى گذشته و متبسم و با قباى نو وارد شدند و به افراد حاضر چندبار «مبارك باشد.» گفتند. سپس خودشان سراغ سكه هاى يك ريالى را گرفتند و در كف دست قرار دادند. افراد حاضر نيز بعد از دست بوسى هر كدام چند عدد برداشتند. مشابه اين برنامه در نوروز سالهاى ديگر نيز تكرار مى شد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;منتهى در اين باب مى بايست از افراط و تفريط و اجحاف و تكلف خوددارى شود و شرايط اقتصادى افراد و جامعه اسلامى بايد مورد توجه قرار گيرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;توجه به قرآن&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حضور قرآن به صورت ثابت و گسترده در آداب اجتماعى نوروز به گونه اى كه قرآن اين كتاب آسمانى مسلمانان، امروز جزو يكى از اركان سفره عيد است و نيز قرائت قرآن و بوسيدن آن در ساعات تحويل سال از جمله آداب سال تحويل است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دعا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;براى روز اول سال، دعا و درخواست خير وبركت، موفقيت و سعادت و بالاخره تقاضاى تعالى و رشد فضايل انسانى از جمله آداب اين روز مقرر گرديده است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علامه مجلسى(ره) خواندن اين دعا را در نوروز مناسب دانسته است: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;«اللهم هذه سنه جديده و انت ملك قديم اسإلك خيرها و خيرمافيها و اعوذبك من شرها و شرمافيها و استلفيك موونتها و شغلها يا ذالجلال و الاكرام.» &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بارالها! اين سال جديد است و تو خدايى ازلى و قديم هستى. خير اين سال و خير آنچه را در اين سال پيش مى‏آيد، از تو خواستارم و از شر اين سال و شرآنچه در اين سال پيش خواهد آمد، به تو پناه مى برم... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;محدث قمى رضوان الله عليه براى هنگام تحويل و لحظه حلول سال جديد اين دعا را از برخى بزرگان نقل كرده است: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;«يا محول الحول والاحوال حول حالنا الى احسن الحال».&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روزه گرفتن&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روزه گرفتن در عيد نوروز يكى ديگر از دستورهاى اسلامى مطلوب و مستحب در اين روز است. امام صادق(ع) با عبارت «تكون ذلك اليوم صائما» آن رابيان داشته است. امام خمينى(ره) و سيد محمد كاظم يزدى و بسيارى از فقهايى كه بركتابهاى آنان حاشيه نوشته اند، روزه گرفتن مستحبى نوروز را مورد سفارش و تإييد قرار داده‏اند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زیارت اهل قبور&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رفتن به زيارت اهل قبور در آغازين روزهاى سال نو و نيز برگزارى مراسم تحويل سال در كنار قبور شهدإ از ديگر آداب دينى نوروز است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تشرف و حضور در اماكن مقدسه و مشاهد مشرفه و برگزارى مراسم تحويل سال نو در آن مكانها نيز از جمله آداب نوروز مى باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و بسيارى از ارزشهاى مثبت ديگر. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;البته در حواشى اين عيد باستانى خرافاتى وجود دارد كه بايد زدوده شود. همچون مراسم چهارشنبه سورى و آتش افروزى، ترقه بازى، هفت سين، شب نشينى ها و تشكيل جلسات آلوده اى كه بسيارى از مردم به بهانه شبهاى عيد در عيش و نوش و بى خبرى به سر مى برند. جلساتى كه در آن پر است از زمينه هاى گناه: اختلاط محرم و نامحرم. آن هم با شرايط مبتذل، پخش موسيقى هاى مبتذل، مسابقه خودنمايى و تفاخر در لباس و زينت، ريخت و پاش و اسرافكارى و بسيارى از ضد ارزشهايى كه در اين ايام مطرح مى شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در خاتمه لازم است به نكاتى چند توجه شود:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;1. هر تشكيلاتى در پايان سال حساب كار خود را مى كند و به بررسى كم وكاستيها و ضعفها و قوتها مى پردازد. لازم است ماهم به حساب خود برسيم و يك بازنگرى همه جانبه به گذشته خويش داشته باشيم. شخصى در روز عيد نوروز مى گفت: اين روز را به شما تبريك و تسليت مى گويم. تبريك به جهت فرصتى جديد كه خدا به شما داده و تسليت براى از دست دادن فرصتهايى كه داشته‏اى. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;2. بايد از گذران عمر و زمان و طبيعت درس گرفت. طبيعت بيدار شد و فعاليتش را دوباره آغاز كرد آيا ماهم بيدارشديم، آيا درماهم تحول ايجاد شد؟ خانه ها از گردوغبار و آلودگيها پاكسازى شد، آيا قلبهاى ما نيز از زنگارهاى گناه و رذايل اخلاقى پاكسازى شد...؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;3. بايد توجه نمود كه در سال جديد چه طرحى براى خودسازى خويش داريم؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 19 Mar 2008 20:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tehran2008abedi&amp;postid=50</comments>
<dc:creator>tehran2008abedi</dc:creator>
<guid>http://tehran2008abedi.blogfa.com/post-50.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نامه ی زیبای چارلی چاپلین به دخترش</title>
<link>http://tehran2008abedi.blogfa.com/post-82.aspx</link>
<description>ژرالدين دخترم !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;اينجا شب است.... يک شب نوول.در قلعه ي کوچک من همه ي اين سپاهيان بي سلاح خفته اند نه برادر و خواهر تو و حتي مادرت...به زحمت توانستم بي آنکه اين پرندگان خفته را بيدار کنم خودم را به اين اطاق کوچک نيمه روشن به اين اطاق انتظار پيش از مرگ برسانم.من از تو بسي دورم خيلي دور...اما چشمانم کور باد اگر يک لحظه تصوير تورا از خانه ي چشم من دور کنند.تصوير تو آنجا روي ميز هم هست.تصوير تو اينجا روي قلب من نيز هست.اما تو کجايي؟ آنجا در پاريس افسونگر بر روي آن صحنه ي پر شکوه تأتر شانزه ليزه ميرقصي.اين را ميدانم و چنانست که گويي در اين سکوت شبانگاهي آهنگ قدمهايت را ميشنوم و در اين ظلمات زمستاني برق ستارگان چشمانت را ميبينم.شنيده ام نقش تو در اين نمايش پر نور و شکوه ، نقش آن شاهدخت است که اسير خان تاتار شده است.شاهزاده خانم باش وبرقص ستاره باش و بدرخش اما اگر قهقه ي تحسين آميز تماشاگران و عطر مستي آور گلهايي که برايت فرستاده اند ترا فرصت هوشياري داد در گوشه اي بنشين ، نامه ام را بخوان و به صداي پدرت گوش فرا دار  من پدر تو هستم ژرالدين ! من چارلي چاپلين هستم.وقتي تو بچه بودي شبهاي دراز به بالينت نشستم و برايت قصه ها گفتم قصه ي زيباي خفته در جنگل ، قصه ي اژدهاي بيدار در صحرا. خواب که به چشمان پيرم ميامد طعنه اش ميزدم و ميگفتمش برو ، من در روياي دخترم خفته ام روبا ميديدم ژرالدين ، رويا ، روياي فرداي تو ، روياي امروز تو ، دختري ميديدم بر روي صحنه ، فرشته اي ميديدم بر روي آسمان که ميرقصد و ميشنيدم تماشاگران را که ميگفتند دختره را . ميبيني؟ اين دختر همان دلقک پيره ، اسمش يادته ؟چارلي ، آري من چارلي هستم ، من دلقک پيري بيش نيستم ، امروز نوبت توست برقص ، من با آن شلوار گشاد پاره پاره رقصيدم و تو در جامه ي حرير شاهزادگان ميرقصي اين رقصها  و بيشتر از آن صداي کف زدن تماشاگران گاه ترا به آسمان ها خواهد برد. برو آنجا هم برو ، اما گاهي نيز بر روي زمين بيا و زندگي مردمان را تماشا کن ، زندگي آن رقاصگان دوره گرد کوچه هاي تاريک را با شکم گرسنه ميرقصند و با پايي که از بينوايي ميلرزد.من يکي از اينان بودم ژرالدين. در آن شبها ، در آن شبهاي آفسانه اي کودکي که با لالايي قصه هاي من بخواب ميرفتي ، من باز بيدار ميماندم و در چهره ي تو مينگريسم. ضربان قلبت را ميشمردم و از خود ميپرسيدم «چارلي ، آيا اين بچه گربه هرگز تورا خواهد شناخت؟» تو مرا نميشناسي ژرالدين ، در آن شبهاي دوربس قصه ها با تو گفتم اما قصه ي خود را هرگز نگفتم . اينهم داستاني شنيدني است. داستان آن دلقک گرسنه اي که در پست ترين محلات لندن آواز ميخواند و ميرقصيد و صدقه جمع ميکرد ، اين داستان من است من طعمع گرسنگي را چشيده ام . من درد بيخانماني را کشيده ام و از اينها بيشتر من رنج حقارت آن دلقک دوره گرد را که اقيانوسي از غرور در دلش موج ميزد اما سکه ي صدقه رهگذر خود خواهي آنرا ميخشکاند احساس کرده ام، با اين همه زنده ام و از زندگان پيش از آن که بميرند نبايد حرفي زد ، داستان من به کار تو نميايد. از تو حرف بزنم بدنبال نام تو نام من است . چاپلين ، با همين نام چهل سال بيشتر مردم روي زمين را خنداندم و بيشتر از آنچه آنان خنديدند خود گريستم. ژرالدين! در دنيايي که تو زندگي ميکني تنها رقص و موسيقي نيست . نيمه شب هنگامي که از سالن پر شکوه تاتر بيرون ميايي آن تحسين کنندگان ثروتمند را يکسره فراموش کن اما حال آن راننده ي تاکسي که تورا به منزل ميرساند بپرس ، حال زنش را هم بپرس و اگر آبستن بود و پولي براي خريدن لباس نداشت چک بکش و پنهاني توي جيب شوهرش بگذار . به نماينده ي خودم در بانک پاريس دستور داده ام فقط اين نوع خرج هاي تورا بي چون و چرا قبول کند اما براي خرج هاي ديگرت بايد صورت حساب بفرستي. گاه بگاه با اتوبوس يا مترو شهر را بگرد مردم را نگاه کن و دست کم روزي يک بار با خود بگو «من هم يکي از آنان هستم» توهم يکي از آنان هستي دخترم ،نه بيشتر، هنر پيش از آنکه دو بال پرواز به انسان بدهد اغلب دو پاي اورا نيز ميشکند وقتي بدانجا رسيدي که يک لحظه ، خود را برتر از تماشاگران رقص خود خويش بداني همان لحظه صحنه را ترک کن و با اولين تاکسي خودت را به حومه ي پاريس برسان من آنجا را خوب ميشناسم. از قرن ها پيش آنجا گهواره ي کوليان بوده است.در آنجا رقاصه هايي مثل خودت خواهي ديد زيبا تر و چالاکتر از تو ، مغرور تر از تو. آنجا از نور کور کننده ي نور افکن هاي تاتر شانزليزه خبري نيست. نور افکن رقاصکان کولي تنها نور ماه است.  نگاه کن خوب نگاه کن آيا بهتر از تو نميرقصند؟ اعتراف کن دخترم هميشه کسي هست که بهتر از تو ميرقصد و اين را بدان که در خانواده ي چارلي هرگز کسي آنقدر گستاخ نبوده  است که به يک کالسکه ران يا يک گداي کنار رود سن ناسزايي بدهد. من خواهم مرد و تو خواهي زيست اميد من آن است که هرگز در فقر زندگي نکني. همراه اين نامه يک چک سفيد برايت ميفرستم.هر مبلغي که ميخواهي بنويس و بگير اما هميشه وقتي دو فرانک خرج ميکني با خود بگو سومين سکه مال من نيست اين بايد مال يک مرد گمنام باشد که امشب به يک فرانک احتياج دارد . جستجو لارم نيست اين نيازمندان گمنام را اگر بخواهي همه جا خواهي يافت . اگر از پول و سکه با تو حرف ميزنم براي آنست که از نيروي فريب و افسون اين بچه هاي شيطان خوب آگاهم. من زماني دراز در سيرک زيسته ام و هميشه و هر لحظه بخاطر بندبازاني که از روي ريسمان بس نازک را ميروند نگران بوده ا م ، اما اين حقبقت را با تو بگويم دخترم ، مردمان بر روي زمين استوار بيشتر از بندبازان بر روي ريسمان نااستوار سقوط ميکنند . شايد که شبي درخشش گرانبهاترين الماس اين جهان ترا فريب دهد، آنشب اين الماس ريسمان نااستوار تو خواهد بود و سقوط تو حتمي است. شايد روزي زيبايي شاهزاده اي تورا گول بزند آنروز تو بندبازي ناشي خواهي بود و بندبازان ناشي هميشه سقوط ميکنند. دل به زر و زيور نبند زيرا بزرگترين الماس اين جهان آفتاب است و خوشبختانه «اين الماس بر گردن همه ميدرخشد» اما اگر روزي دل به آفتاب چهره ي مردي بستي با او يکدل باش ، به مادرت گفته ام در اين باره برايت نامه اي بنويسد.او عشق را بهتر از من ميشناسد و او براي يکدلي شايسته تر از من است. کار تو بس دشوار است ، اين را ميدانم بروي صحنه جز تکه اي از حرير نازک چيزي بدن تورا نميپوشاند ، بخاطر هنر ميتوان لخت و عريان روي صحنه رفت و پوشيده تر و باکره تر بازگشت اما هيچ چيز و هيچ کس ديگر در اين جهان نيست که شايسته آن باشد که نختري ناخن پايش را بخاطر او عريان کند. برهنگي بيماري عصر ماست و من پيرمردم و شايد حرفهاي خنده آورميزنم اما به گمان من تن عريان تو بايد مال کسي باشد که روح عريانش را دوست ميداري. بد نيست اگر انديشه ي تو در اين باره مال ده سال پيش باشد مال دوران پوشيدگي. نترس اين ده سال تورا پير نخواهد کرد به حر حال اميدوارم تو آخرين کسي باشي که تبعه جزيره لختي ها ميشود . ميدانم که پدران و فرزندان هميشه جنگي جاودانه با يکديگر دارندبا من با انديشه هاي من جنگ کن دخترم، من از کودکان مطيع خوشم نميايد با اين همه پيش از آنکه اشکهاي من نامه را ترک کند ميخواهم يک اميد به خودم بدهم امشب شب نوول است ، شب معجزات است و اميدوارم معجزه اي رخ دهد تا تو آنچه را من براستي ميخواستم بگويم دريافته باشي. چارلي ديگر پير شده است ژرالدين ، دير يا زود بايد بجاي آن جامه هاي رقص روزي هم لباس عزا بپوشي و بر مزار من بيايي ، حاضر به زحمت تو نيستم تنها گاهگاهي چهره ي خود را در آينه اي نگاه کن . آنجا نيز مرا خواهي ديد ، خون من در رگهاي  تو ست و اميدوارم حتي آن زمان که خون در رگهاي من ميخشکد ، چارلي پدرت را فراموش نکني .&lt;BR&gt;من فرشته نبودم اما تا آنجا که در توان من بود تلاش کردم آدمي باشم تو نيز تلاش کن ، رويت را ميبوسم.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 19 Mar 2008 13:55:29 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tehran2008abedi&amp;postid=82</comments>
<dc:creator>tehran2008abedi</dc:creator>
<guid>http://tehran2008abedi.blogfa.com/post-82.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تاریخچه ی عدد صفر</title>
<link>http://tehran2008abedi.blogfa.com/post-81.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;یکی از معمول ترین سئوالهائی که مطرح می شود این است که: چه کسی صفر را کشف کرد؟ البته برای جواب دادن به این سئوال بدنبال این نیستیم که بگوئیم شخص خاصی صفر را ابداع و دیگران از آن زمان به بعد از آن استفاده می کردند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اولین نکته شایان ذکر در مورد عدد صفر این است که این عدد دو کاربرد دارد که هر دو بسیار مهم تلقی می شود یکی از کاربردهای عدد صفر این است که به عنوان نشانه ای برای جای خالی در دستگاه اعداد (جدول ارزش مکانی اعداد) بکار می رود. بنابراین در عددی مانند 2106 عدد صفر استفاده شده تا جایگاه اعداد در جدول مشخص شود که بطور قطع این عدد با عدد 216 کاملاً متفاوت است. دومین کاربرد صفر این است که خودش به عنوان عدد بکار می رود که ما به شکل عدد صفر از آن استفاده می کنیم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هیچکدام از این کاربردها تاریخچه پیدایش واضحی ندارند. در دوره اولیه تاریخ کاربرد اعداد بیشتر بطور واقعی بوده تا عصر حاضر که اعداد مفهوم انتزاعی دارند. بطور مثال مردم دوران باستان اعداد را برای شمارش تعداد اسبان، ... بکار می برند و در اینگونه مسائل هیچگاه به مسئله ای برخورد نمی کردند که جواب آن صفر یا اعداد منفی باشد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بابلیها تا مدتها در جدول ارزش مکانی هیچ نمادی را برای جای خالی در جدول بکار نمی بردند. می توان گفت از اولین نمادی که آنها برای نشان دادن جای خالی استفاده کردن گیومه (&quot;) بود. مثلاً عدد6&quot;21 نمایش دهنده 2106 بود. البته باید در نظر داشت که از علائم دیگری نیز برای نشان دادن جای خالی استفاده می شد ولیکن هیچگاه این علائم به عنوان آخرین رقم آورده نمی شدندبلکه همیشه بین دو عدد قرار می گیرند بطور مثال عدد &quot;216 را با این نحوه علامت گذاری نداریم. به این ترتیب به این مطلب پی می بریم که کاربرد اولیه عدد صفر برای نشان دادن جای خالی اصلاً به عنوان یک عدد نبوده است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;البته یونانیان هم خود را از اولین کسانی می دانند کهدرجای خالی ,صفر استفاده می کردند اما یونانیان دستگاه اعداد (جدول ارزش مکانی اعداد) مثل بابلیان نداشتند. اساساً دستاوردهای یونانیان در زمینه ریاضی بر مبنای هندسه بوده و به عبارت دیگر نیازی نبوده است که ریاضی دانان یونانی از اعداد نام ببرند زیر آنها اعداد را بعنوان طول خط مورد استفاده قرار می دادند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;البتهبعضى ازریاضی دانان یونانی ثبت اطلاعات نجومی را بر عهده داشتند. در این قسمت به اولین کاربرد علامتی اشاره می کنیم که امروزه آن را به این دلیل که ستاره شناسان یونانی برای اولین بار علامت 0 را برای آن اتخاذ کردند، عدد صفر می نامیم. تعداد معدودی از ستاره شناسان این علامت را بکار بردند و قبل از اینکه سرانجام عدد صفر جای خود را بدست آورد، دیگر مورد استفاده قرار نگرفت و سپس در ریاضیات هند ظاهر شد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هندیان کسانی بودند که پیشرفت چشمگیری در اعداد و جدول ارزش مکانی اعداد ایجاد کردند هندیان نیز از صفر برای نشان دادن جای خالی در جدول استفاده می کردند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اکنون اولین حضور صفر را به عنوان یک عدد مورد بررسی قرار می دهیم اولین نکته ای که می توان به آن اشاره کرد این است که صفر به هیچ وجه نشان دهنده یک عدد بطور معمول نمی باشد. از زمانهای پیش اعداد به مجموعه ای از اشیاء نسبت داده می شدند و در حقیقت با گذشت زمان مفهوم صفر و اعداد منفی که از ویژگیهای مجموعه اشیاء نتیجه نمی شدند، ممکن شد. هنگامیکه فردی تلاش می کند تا صفر و اعداد منفی را بعنوان عدد در نظر بگیرید با این مشکل مواجه می شود که این عدد چگونه در عملیات محاسباتی جمع، تفریق، ضرب و تقسیم عمل می کند. ریاضی دانان هندی سعی بر آن داشتند تا به این سئوالها پاسخ دهندو در این زمینه نیز تا حدودى موفق بوده اند . &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این نکته نیز قابل ذکر است که تمدن مایاها که در آمریکای مرکزی زندگی می کردند نیز از دستگاه اعداد استفاده می کردند و برای نشان دادن جای خالی صفر را بکار می برند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بعدها نظریات ریاضی دانان هندی علاوه بر غرب، به ریاضی دانان اسلامی و عربی نیز انتقال یافت. فیبوناچی، مهمترین رابط بین دستگاه اعداد هندی و عربی و ریاضیات اروپا می باشد. </description>
<pubDate>Wed, 19 Mar 2008 11:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tehran2008abedi&amp;postid=81</comments>
<dc:creator>tehran2008abedi</dc:creator>
<guid>http://tehran2008abedi.blogfa.com/post-81.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آموزش اکسل</title>
<link>http://tehran2008abedi.blogfa.com/post-80.aspx</link>
<description>برای دیدن آموزش اکسل برید ادامه ی مطلب چون حجم بالایی داره گذاشتم تو ادامه ی مطلب &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;البته این بخش اولشه  بقیه بخش هاش رو هم میذارم&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 19 Mar 2008 11:27:26 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tehran2008abedi&amp;postid=80</comments>
<dc:creator>tehran2008abedi</dc:creator>
<guid>http://tehran2008abedi.blogfa.com/post-80.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یه چیز عجیب</title>
<link>http://tehran2008abedi.blogfa.com/post-79.aspx</link>
<description>ترفندی جالب و عجیب را به شما معرفی کنیم که با استفاده از آن میتوانید دوستان خود را به راحتی سرگرم کنید! خودتان می توانید امتحان کنید...! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;پس برای این کار کافی است یک پوشه جدید ایجاد کنید (راست کلیک کنید و از New بر روی Folder کلیک کنید).&lt;BR&gt;سپس برای نام آن عبارت con را تایپ کنید.&lt;BR&gt;نکته جالب این موضوع اینجاست! &lt;BR&gt;شما و هیچ کس دیگر نمیتواند فولدری با نام con ایجاد کند!&lt;BR&gt;این مورد در مورد دو عبارت aux و nul نیز صدق میکند.&lt;BR&gt;پس دست به کار شوید ، شاید بالاخره توانستید چنین کاری بکنید...!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا اگه کسی تونست ما رو هم مطلع کنه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با تشکر&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;عیدتون هم مبارک&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 19 Mar 2008 11:24:36 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tehran2008abedi&amp;postid=79</comments>
<dc:creator>tehran2008abedi</dc:creator>
<guid>http://tehran2008abedi.blogfa.com/post-79.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روز عاشورا چه اتفاقی افتاد </title>
<link>http://tehran2008abedi.blogfa.com/post-78.aspx</link>
<description>امام حسين در روز ترويه يعنى هشتم ذى ‏حجه سال 60 قمرى از مكه معظمه به سوى عراق مهاجرت فرمود و پس از چند روز، لشكريان عبيدالله بن زياد به فرماندهى حر بن يزيد رياحى با آن حضرت مواجه شده و مانع حركت آن حضرت به سوى كوفه شدند. گرچه حر بن يزيد، مأموريت داشت با امام حسين برخورد شديد نمايد، وليكن رفتار وى با آن حضرت بر رفق و مدارا بود. به همين جهت‏ حر و لشكريانش در نماز جماعت امام حسين(ع) شركت مى ‏كردند و به خطبه ‏هاى دلنشين وى گوش جان مى‏ سپردند و اين دو سپاه، چند روز بدون هيچ‏گونه مشكلى در كنار هم بودند. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما عبيدالله بن زياد كه عطش فراوان براى جنگ با اباعبدالله الحسين داشت، نامه ‏اى به حر بن يزيد نوشت و وى را مأمور سخت‏گيرى بر امام حسين (ع) نمود. حر بن يزيد نيز طبق فرمان، راه را بر امام حسين و يارانش مسدود نمود و آنان را به سوى منطقه خشك و بى حاصل به نام كربلا هدايت كرد و در آنجا آنان را در محاصره خويش قرار داد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روز پنج شنبه دوم ماه محرم  سال 61 هجرى امام حسين عليه السلام در يكى از نواحى نينوا به نام كربلا فرود آمد. قافله امام حسين چون به سرزمين كربلا رسيدند، آن حضرت پرسيد: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اين زمين چه نام دارد؟ عرض كردند: كربلا. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آن حضرت تا نام كربلا را شنيد، فرمود: اللهم اني اعوذ بك من الكرب و البلاء. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فرمود: اين، موضع كرب و بلا و محل محنت و عنا است، فرود آييد كه اينجا منزل و محل خيمه‏ هاى ما است و اين زمين، جاى ريختن خون ما است و در اين مكان قبرهاى ما واقع خواهد شد. جدم رسول خدا مرا به اين امور خبر داد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روز بعد عمر بن سعد بن ابى وقاص زهرى با چهار هزار نفر از كوفه رسيد و در مقابل امام جاى گرفت. عمر بن سعد از قريش و از طايفه بنى زهره بن كلاب و خويش نزديك حضرت آمنه مادر بزرگوار رسول خدا (ص) بود. پدرش سعد بن ابى وقاص از پنج نفرى است كه در آغاز بعثت رسول خدا صلى الله عليه و آله بوسيله آشنايى با ابى ابكر به دين اسلام در آمدند و نام او در تاريخ اسلام و فتوحات اسلامى پر آوازه است.&lt;BR&gt;عمر بن سعد كسى نزد امام عليه السلام فرستاد كه چرا به عراق آمده ايد؟ امام در جواب فرمود: عراقيان خود مرا با نوشتن نامه خوانده اند اكنون اگر از آمدن من كراهت داريد به همان حجاز باز مى گردم. ابن سعد نامه اى به ابن زياد نوشت و آنچه را امام فرموده بود گزارش داد. ابن زياد گفت: اكنون كه چنگال هاى ما به سوى او بند شده است، اميد نجات و بازگشتن به حجاز دارد؟ ديگر گذشت و راهى براى وى باقى نمانده است.&lt;BR&gt;آنگاه به ابن سعد نوشت نامه ات راخواندم آنچه نوشته بودى فهميدم از حسين بن على عليه السلام بخواه كه خود و همه همراهانش با يزيد بيعت كنند و آنگاه كه بيعت به انجام رسيد، ما هرچه خواستيم نظر خواهيم داد. سپس نامه ديگرى از ابن زياد رسيد كه آب را به روى حسين و ياران وى ببند تا قطره اى از آن را ننوشند، و عمر بى درنگ عمرو بن حجاج را به فرماندهى چهار هزار سوار فرستاد كه ميان اباعبدالله و آب فرات حايل شدند و راه آب را بر امام و اصحابش بستند و اين پيش آمد و سه روز پيش از شهادت امام روى داد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امام عليه السلام از ابن سعد خواست كه با وى ملاقات كند و شبانه در ميان دو سپاه ملاقات كردند و مدتى با هم سخن گفتند. چون عمر بن سعد به اردوگاه خود بازگشت و نامه به ابن زياد نوشت كه خدا آتش جنگ را خاموش كرد و با هم توافق كرديم و امر امت به خير و صلاح برگزار شد، اكنون حسين بن على آماده است كه به حجاز برود و به يكى از مرزهاى اسلامى روانه شود و آنگاه جمله اى را به عنوان دروغ مصلحت آميز براى رام كردن ابن زياد نوشت. با رسيدن اين نامه ابن زياد نرم شد و تحت تاثير پيشنهادهاى ابن سعد قرار گرفت. اما شمر بن ذى الجوشن (لعنت الله عليه) كه حاضر بود گفت: اشتباه مى كنى، اين فرصت را غنيمت شمار و دست از حسين بن على كه اكنون بر وى دست يافته اى بر مدار كه ديگر چنين فرصتى به دست نخواهى آورد. ابن زياد گفت: راست مى گويى، پس خودت رهسپار كربلا باش و اين نامه را به ابن سعد برسان كه حسين و يارانش بدون شرط و تسليم شوند. آنگاه ايشان را به كوفه فرستاده و گرنه با ايشان بجنگد و اگر هم ابن سعد زير بار نرفت و حاضر نشد با حسين بن على بجنگد، تو خود فرمانده سپاه باش و گردن او را بزن و سرش را براى من بفرست.&lt;BR&gt;آنگاه به ابن سعد نوشت: من تو را نفرستادم كه با حسين بن على مدارا كنى و نزد من از وى شفاعت كنى، و راه سلامت و زندگى او را هموار سازى. اكنون ببين اگر خود و يارانش تسليم شدند آنها را نزد من بفرست، و اگر امتناع كردند بر آنها حمله كن تا آنان را بكشى و بدن ها را مثله كنى، اما عهد كرده ام كه او را بكشم و لگد كوب اسب ها كنم. اكنون اگر به آنچه دستور دادم عمل كردي، تو را پاداش مى دهم و اگر به اين كارها تن ندادى از كار ما و سپاه ما بركنار باش و لشكريان را به شمر بن ذى الجوشن واگذار كه به ما وى دستور داده ايم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد (ص) و آل محمد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 19 Mar 2008 10:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tehran2008abedi&amp;postid=78</comments>
<dc:creator>tehran2008abedi</dc:creator>
<guid>http://tehran2008abedi.blogfa.com/post-78.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آيا گرد و خاك روي كامپيوتر شما سمي است؟</title>
<link>http://tehran2008abedi.blogfa.com/post-77.aspx</link>
<description>برطبق تحقيقاتي جديد بر روي پس‌مانده‌هاي شيميايي يافت‌شده در گرد و خاك نشسته بر روي كامپيوترها و ديگر لوازم الكترونيكي، كامپيوتري كه براي مطالعه اين متن از آن استفاده مي‌كنيد ممكن است ضررهاي طولاني مددتي براي سلامتي شما به همراه داشته باشد!
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در گزارشي كه توسط  Clean Production Action و  Computer TakeBack Campaign نقل شده است، دو گروه از محققان مطالب زيست محيطي و تندرستي مربوط به كامپيوتر دريافتند كه عناصر اتفاء حريق برومينه در نمونه‌هاي گرد و خاك حاصل از كامپيوترها يافت مي‌شود. اين تحقيق اذعان مي‌دارد كه بسياري از مواد يافت شده در اين نمونه‌ها بطور گسترده‌اي در مواد اتفاء حريق كه همان پولي برومينه دي‌فنيل اترها (polybrominated diphenyl ethers) يا PBDEها استفاده مي‌شوند، بر روي حيوانات آزمايشگاهي مشكلات سلامتي جدي پديد آورده‌اند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شايد بيشترين توجه اين گزارش معطوف به اين مسئله باشد كه PBDEها كه آسيبهاي توليدمثلي و عصبي به حيونات آزمايشگاهي وارد مي‌آورند، در محيط‌‌زيست، تداركات غذاي آلوده حيوانات و انسانها بسيار پايدار باقي مي‌ماند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;محققان اذعان داشتند كه خطر PBDEها در آمريكاي شمالي، كه زنان آن به داشتن بيشترين ميزان مواد شيميايي در شير گزارش شده‌اند بيشترين حد است و اين در حالي است كه ميزان PBDEها در هر دو تا پنج سال در جمعيت ايالات متحده 2 برابر مي‌شود.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 19 Mar 2008 08:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tehran2008abedi&amp;postid=77</comments>
<dc:creator>tehran2008abedi</dc:creator>
<guid>http://tehran2008abedi.blogfa.com/post-77.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قالب وبلاگ</title>
<link>http://tehran2008abedi.blogfa.com/post-76.aspx</link>
<description>&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;با سلام خدمت تمامی دوستان گرامی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با عرض تبریک سال نو&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; همه خونه تکونی میکنن گفتم ما هم وبلاگ تکونی بکنیم  همین باعث شد که تغییراتی را در وبلاگ به وجود بیارم و قالبش رو عوض کنم حالا اگه میخواید این قالب خوب بارگذاری بشه از برنامه ی Internet Explorer استفاده کنید چون اگه با برنامه هایی مثل Mozilla Firefox  استفاده کنید شاید بارگذاری سایت خوب انجام نشه و نوشته برن تو هم دیگه چون من خودم  شخصا امتحان کردم . حالا اگه کسی با ورژن های مختلف این برنامه استفاده کرد  و سایت هم خوب بارگذاری شد تو قسمت نظرات همین مطلب اسم برنامه و ورژنش رو بگه .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با تشکر &lt;br /&gt;&lt;/font&gt;</description>
<pubDate>Wed, 19 Mar 2008 05:10:58 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tehran2008abedi&amp;postid=76</comments>
<dc:creator>tehran2008abedi</dc:creator>
<guid>http://tehran2008abedi.blogfa.com/post-76.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یه سوال</title>
<link>http://tehran2008abedi.blogfa.com/post-75.aspx</link>
<description>از خانمی سوال شد که :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مشتري : NETSCAPE &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مرکز : اون برنامه آنتي ويروس نيست. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مشتري : اوه، ببخشيد... INTERNET EXPLORER &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/05.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/05.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/05.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/05.gif&quot; width=18&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 17 Mar 2008 17:38:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tehran2008abedi&amp;postid=75</comments>
<dc:creator>tehran2008abedi</dc:creator>
<guid>http://tehran2008abedi.blogfa.com/post-75.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
